۱۳۹۰ اسفند ۲۶, جمعه

هیچ وقت

هیچ وقت از تصمیمی که گرفتم پشیمون نشدم حتی وقتی پشیمون شدم

من سی سالمه

من سی سالمه دیپلم دارم فوقش اما هنوزم عضو هیات علمی شدن آکسفورد جز چشم اندازامه

کاش عید دیدنی نبود

کاش عید بود اما عید دیدنی نبود

از کجا شروع کنم

از کجا شروع کنم تو همه کارا سخت ترین مرحله کاره مخصوصا تو تمیز کاری

این آهنگ هایی که توش

این آهنگ هایی که توش آه و اوه داره وقتی با هدفون گوش میدی بابات مییاد اتاق مونیتور رو نمیبینه فقط صدای خفیف آه و اوه میشنوه
همین دیگه

اونی که تو سفره

اونی که تو سفره دلش تنگ نمیشه اونی که خونه است دلتنگ میشه

۱۳۹۰ اسفند ۱۴, یکشنبه

زخمی دلم باش

آدمی توانایی این و داره با یه جوش و زخم کوچیک اونقدر ور بره که تبدیلش کنه به یه زخم چرکین ِ غیر قابل درمان
این مهم در مورد زخمهای کوچیک ِ زندگی هم تعمیم پیدا میکنه